تبلیغات
دنیای ما فیزیکی ها

شگفتی هایی از انیشتین

انیشتنهمه ما می دانیم که انیشتین این فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم.
خودتان را با مرور این هشت مورد شگفت زده کنید!
1- او با سر بزرگ متولد شد
وقتی انیشتین به دنیا آمد خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.
2- حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود نبود
مطمئنا انیشتین توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند اما برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموش کاری مختص دانستن تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.
3- انیشتن از داستان های علمی، تخیلی متنفر بود
انیشتین از داستان های تخیلی بیزار بود زیرا احساس می کرد آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد. او می گفت: (من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می آید.)
4- انیشتن در آزمون ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی انیشتین که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد ها از او در این رابطه سوال شد گفت:(آنها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد.)
5- انیشتن علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
انیشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
6- انیشتن فقط یک بار رانندگی کرد
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه میکند در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
7- الهام گر او یک قطب نما بود
انیشتین در دوران نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.
8- راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انیشتین در سال 1995 مغر او توسط توماس تولتزهاروی برای تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی از مغز انیشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته که این مسئله امکان ارتباط آسانتر سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات را داشته است.


نویسنده: سینا صدری

تلاش برای اثبات نظریه نسبیت

امروزه همه دانشمندان نظریه نسبیت عام اینشتین را به طور کامل پذیرفته اند، نه صرفاً به خاطر اینکه زیبا است، بلکه به خاطر آنکه نظریه گرانش نیوتن را به فضا زمان خمیده تعمیم داد و مهمتر آنکه توانست پیشروی حضیض تیر را که از معضلات ماندگار فیزیک و نجوم بود تفسیر و مقدار صحیح انحراف مسیر نور را در هنگام عبور از کنار جسم پرجرمی چون خورشید پیشگویی کند. این دو پدیده به همراه قرمز گرایی گرانشی از آزمون های کلاسیک نسبیت عام است که اینشتین در مقاله ای که در سال ۱۹۱۶ منتشر کرد، به تشریح آنها پرداخت. در این مقاله با نگاهی گذرا این دو پدیده را بررسی مى کنیم و سپس کاوشگر گرانش را توضیح مى دهیم.



نویسنده: سینا صدری ادامه مطلب

جدال فیزیك و متافیزیك

اغلب در زندگی روزمره خود ملاحظه می‌کنیم که در اثر وجود یک ناسازگاری بین ذهن ما و جهان خارج ، نظریات عجیب و غریبی اظهار می‌کنیم. این نظریه پردازی از سرشت مبهم و ناموزون ما ناشی می‌شود. البته باید توجه داشته باشیم که نظریه پردازی علمی چیزی کاملا متفاوت از این موردی است که اشاره شد. در نظریه پردازی علمی ، انسان به صورت مستقیم با جهان خارج درگیر می‌شود و ذهن در مواجهه مستقیم با آن آزاد است و لذا جهان در حکم فاعل و ذهن در حکم منفعل می‌باشد. اما در نظریه پردازی که ما اشاره کردیم، جای این دو عوض می‌شود. در علم فلسفه از این نوع نظریه پردازیها عموما تحت عنوان متافیزیک یاد می‌شود.

اغلب در زندگی روزمره خود ملاحظه می‌کنیم که در اثر وجود یک ناسازگاری بین ذهن ما و جهان خارج ، نظریات عجیب و غریبی اظهار می‌کنیم. این نظریه پردازی از سرشت مبهم و ناموزون ما ناشی می‌شود. البته باید توجه داشته باشیم که نظریه پردازی علمی چیزی کاملا متفاوت از این موردی است که اشاره شد. در نظریه پردازی علمی ، انسان به صورت مستقیم با جهان خارج درگیر می‌شود و ذهن در مواجهه مستقیم با آن آزاد است و لذا جهان در حکم فاعل و ذهن در حکم منفعل می‌باشد. اما در نظریه پردازی که ما اشاره کردیم، جای این دو عوض می‌شود. در علم فلسفه از این نوع نظریه پردازیها عموما تحت عنوان متافیزیک یاد می‌شود.
اگر تاریخ علم را مرور کنیم، ملاحظه می‌کنیم که همواره از روزگارهای قدیم رابطه بین علم و فلسفه ، خصوصا بین فیزیک و متافیزیک در نوسان بوده است. به عنوان مثال در زمان گالیله به دلیل حکومت افکار ارسطویی ، دانشمندان در ارائه نظریات علمی با مشکلات بسیاری مواجه بوده‌اند. اما تاریخ فلسفه ، مخصوصا بعد از دکارت تحولاتی در این زمینه پدیدار شد. فلسفه بعد از دکارت فلسفه‌ای است که نقش علوم تجربی ، خصوصا فیزیک را در براندازی نظامهای فلسفی مهم می‌داند. مثلا نظریه‌هایی در باب زمان و مکان و حرکت که توسط نیوتون ارائه گردید، در فلسفه نیز تاثیر گذار بودند. به همین ترتیب در اوایل قرن بیستم نظریه نسبیت عام انیشتین طلوع کرد که برداشتی بدیع و متفاوت از زمان و مکان و حرکت ارائه داد و تاثیرات دیگری را در حوزه فلسفه به همراه داشت.
در این دوران فیلسوف ذهن خود را در برابر جهان خارج و تاثیرات آن منعطف می‌گرداند. بنابراین متافیزیک نیز جنبه‌های واقع بینانه اندیشیدن را مد نظر قرار می‌دهد. پس در این دوران فیلسوف شخصی واقع گرا است که ذهن خود را از دام وسوسه‌های تخیل رهانیده و به جهان مانند یک پدیده عینی و نه ذهنی نگاه می‌کند و لذا تعجب او و طرح پرسشهایش راهگشای علوم تجربی است و دیگر علم تجربی را کفر و عالم تجربی را کافر نمی‌پندارد.
رابطه فیزیک و متافیزیک در قرن بیستم
پس از اینکه آراء اعضای حلقه وین ، همچون پتکی سخت و سنگین بر سر متافیزیک رایج فرود آمد و آن را بی‌معنی اعلام داشت، حریف دیرینه و سر سخت حلقه وین ، کارل ریموند پوپر بر آن شد تا متافیزیک را دوباره احیا نماید. در قرن بیستم ما شاهد تحدید میان علم خصوصا فیزیک و متافیزیک هستیم. علم گزینه با معنای فعالیتهای دانشمندان تجربی بوده و متافیزیک امری نظری و بی‌معنا است که سرگرمی عمده فلاسفه مدرسی است. این تحدید همواره به صورتهای گوناگون مطرح شده است. حتی می‌توان در نظریات ویتگنشتاین نیز رد پاهای آن را یافت.
او در رساله خود گزاره‌های متافیزیکی را بی‌معنی دانسته و در پژوهشهای فلسفی که خود ردی است بر رساله منطقی- فلسفی جانب معنا را گرفته و باز رای پیشین خود را حفظ می‌کند. اما از نظر دانالد گیلیس در کتاب فلسفه علم در قرن بیستم ، ویتگنشتاین مرتکب اشتباهی فاحش شده است. او از ریاضیات محض مثال می‌زند که در یک فعالیت و پژوهش کاملا نظری و فارغ از تجربه شکل می‌گیرد و بعد در فیزیک بکاربرده می‌شود و پس از آنکه فرضیه‌ای ارائه شد، در عمل مورد آزمون واقع می‌شود و اگر از آزمون به سلامت بیرون آمد ثبت می‌گردد. آیا مفاهیم و یافته‌های ریاضیات محض قبل از اینکه در فیزیک الهام گر فرضیه‌ای جدید باشند، بی‌معنی هستند؟ حال و روز گزاره‌های متافیزیکی نیز این چنین است.
پوپر در کتاب منطق اکتشاف علمی ، فصلی را به رابطه میان علم و متافیزیک اختصاص داده است. او مثالهای فراوانی را در دفاع از متافیزیک ارائه می‌کند. به عنوان مثال نظریه اتمی در زمان متفکران قبل از سقراط مثل لوکیپوس و ذیمقراطیس یک مورد کاملا متافیزیکی بود. اما همین نظریه که جنبه متافیزیکی داشت، در ابتدای قرن نوزدهم توسط دالتون برای حل برخی مسائل در شیمی بکار گرفته شد. پس از آن در اواسط قرن نوزدهم ، ماکسول آن را در نظریه جنبشی گازها وارد ریاضی فیزیک کرد. این مثال خود دلیل محکمی بر معنی‌دار بودن گزاره‌های متافیزیکی است.
عقیده پوزیتیویسم
اساس پیدایش پوزیتیویسم منطقی به قرن بیستم و به حلقه وین و اعضای فعال و انقلابی آن بر می‌گردد. حلقه وین عبا رت از جلسات هفتگی عده‌ای فیزیکدان و ریاضیدان بود که راجع به مسائل فلسفی به بحث و تبادل نظر می‌پرداختند. از جمله این افراد می‌توان به شلیک ، نویرات ، وایزمن ، هانس هان ، هربرت فایگل و برخی دیگر اشاره کرد. پس از اینکه آرا و عقاید اعضای حلقه انتشار یافت، دانشمندان و فلاسفه دیگری از جمله کارناپ و گودل نیز بدان گرویدند.
کارناپ بعدها در سال ۱۹۲۶ یکی از تاثیر گذارترین پوزیتیویست‌های منطقی شد. نشریه شناخت ، مجموعه‌ای بود که مقالات پوزتیویست‌ها را منتشر می‌ساخت. پوزیتیویسم منطقی بر پایه سه اصل عقیدتی عمده قرار دارد که شامل تمایز میان تحلیل و ترکیب ، اصل تحقیق پذیری ، برنهاد فرو کاستی و نقش مشاهده است.
سخن آخر
البته آنچه ارائه شد مجومه‌ای از مطالبی است که افراد گوناگون در باب فیزیک و متافیزیک ارائه دادند. شاید کم نباشند تعداد فیزیکدانانی که مسائل متافیزیکی کاملا پذیرفته و به آن اعتقاد دارند. اما آنچه مهم است، یاد آوری این دو مطلب است که اولا اظهار نظر قطعی در این باب مستلزم داشتن اطلاعات بسیار وسیع و گسترده از هر دو مورد می‌باشد. و شخص باید هم در زمینه فیزیک و هم در زمینه متافیزیک صاحب نظر باشد تا بتواند نظری قاطع و راسخ در این باب داشته باشد.
نکته دیگر این که اگر ذهن و علم ما قادر به توجیه برخی رویدادها نیست، دلیلی برای رد آن وجود ندارد. چه بسا در تاریخ علم موارد متعددی وجود داشته است که در زمان مطرح شدن به دلیل ناقص بودن علم بشری ، دانشمندان قادر به قبول آنها نبوده‌اند. اما پیشرفت علم در زمانهای بعد این مورد را به اثبات رسانده است.



نویسنده: سینا صدری

ابداع ماده ای برای تولید نور نامرئی در تاریكی

 

محققان دانشگاه جورجیا موفق به ابداع ماده ای نورزا شده اند كه پس از چند ثانیه جذب نور می تواند برای مدتی طولانی از خود نور نامرئی ساطع كند.

استفاده از ابزارهای "درخشان در تاریكی" كه پس از دریافت نور خورشید از خود نور مرئی می تابانند، به اندازه ساعتهای مچی رایج بوده و معمول به شمار می رود. اما این ابزارها در زمانی كه فرد بخواهد نقطه ای را روشن كند اما دیده نشود، كاربردی ندارد، به ویژه در مناطق جنگی استفاده از چنین ابزاری می تواند جان سربازان را به خطر بیاندازد.

در چنین شرایطی ابزاری كه بتواند نور نامرئی ایجاد كند می تواند بسیار كاربردی باشد، ابزاری كه محققان دانشگاه جورجیا موفق به ابداع آن شده اند. این محققان موفق به ابداع ماده ای شده اند كه می تواند پس از یك دقیقه نورگیری در برابر خورشید برای مدتی طولانی از خود نور فروسرخ ساطع كند و این نور را تنها می توان با كمك عینكهای دید در شب مشاهده كرد.

نورهای مرئی فسفری از سال 1996 مورد استفاده انسانها قرار گرفته اند و امروزه برای ایجاد نورهای رنگی تركیبات شیمیایی متفاوتی وجود دارند. این تركیبات در علائم رانندگی، ایمنی، نمایشگرها و دیگر تجهیزات به كار گرفته می شوند و ساعتها پس از دریافت نور خورشید می توانند در تاریكی از خود نور ساطع كنند.

اكنون محققان دانشگاه جورجیا با استفاده از یون كروم سه ظرفیتی موفق به ابداع اولین نمونه از نور فسفری قابل تنظیم نزدیك به فروسرخ شده اند. الكترونهای این ماده در برابر نور فعال شده و به سطح بالاتری از انرژی می روند و سپس دوباره به سطح انرژی اولیه خود سقوط می كنند.

این از دست دادن انرژی به شكل پرتوهای نوری در طول موج نزدیك به فروسرخ خود را نمایان می سازند اما از آنجایی كه این پرتوها از دوام بالایی برخوردار نبودند، دانشمندان برای حفظ آن چاره ای اندیشیدند.

محققان از تركیبی از زینك و ماده ای آلی به نام "لانتانوم گالوژرمانات" كه یونهای كروم سه ظرفیتی را در خود داشتند برای به دام انداختن انرژی آزاد شده از الكترونها و بهره برداری طولانی تر از نور ایجاد شده استفاده كردند. با این كار ابتدا شدت تابش پرتوهای نوری به سرعت كاهش یافت اما این فرایند به تدریج كند شد و در مقابل سرعت از بین رفتن نور نیز كاهش پیدا كرد.

در حرارت اتاق این انرژی ذخیره شده به صورت تدریجی آزاد شده و خود را به شكل نور مداوم فروسرخ نمایش می دهد كه می تواند برای دو هفته دوام داشته باشد.

محققان این ابداع جدید را در زیر نور خورشید، نور فیلتر شده خورشید و نور فلورسنت آزموده و دریافتند تركیب جدید تنها با دریافت چند ثانیه نور طبیعی حتی در یك روز ابری می تواند برای مدتی طولانی نوردهی كند.

بر اساس گزارش پاپ ساینس، این ماده به شكل مایع نیز می تواند كاربردی باشد برای مثال می توان از آن در ابزارهای ویژه عملیات اعماق دریا استفاده كرد.

همچنین می توان از این تركیب جدید در ساخت سلولهای خورشیدی با كارایی بالاتر، نانوذراتی با توانایی اتصال به سلولهای سرطانی، و یا رنگهای فروسرخی كه تنها با كمك دوربینهای ویژه قابل مشاهده خواهند بود، استفاده كرد.



نویسنده: فهیمه رضوی

فیزیک نوین (Modern Physics)

 

دید کلی

  • می‌دانید فیزیک نوین چیست؟
  • فیزیک نوین با فیزیک کلاسیک چه تفاوتی دارد و در چه مواردی با آن مشابه است؟
  • چه مفاهیم اساسی از فیزیک کلاسیک به فیزیک قرن بیستم ، که با ذرات خیلی و خیلی سریع سروکار دارد ، انتقال یافته‌اند؟
  • کدامیک از مفاهیم کلاسیک بدون تغییر می ماند و کدامیک باید اصلاح شود؟

این سوالها و سوالهای مهم دیگر موضوعاتی هستند که در فیزیک نوین مورد بحث قرار می‌گیرند.

پیدایش فیزیک نوین

تا اواخر قرن نوزده قوانین حرکت نیوتن بر دنیای مکانیک حکومت میکرد و به عنوان پایه‌های مکانیک کلاسیک بودند. همچنین تا این زمان تبدیلات گالیله به عنوان بهترین الگو جهت تبدیل مختصات به شمار می رفت. بر اساس این تبدیلات سرعت نور مقداری ثابت می‌شود و با حرکت ناظر تغییر می‌کرد. تا اینکه آلبرت انیشتین نظریه نسبیت را ارائه داد و دنیای فیزیک را متحول ساخت. در این زمان آزمایشهای زیادی برای اندازه گیری سرعت نور انجام شد و دانشمندان به این نتیجه رسیدند که سرعت نور مستقل ار حرکت چارچوبهای مرجع مقداری ثابت است. به این ترتیب فیزیک نوین بصورت رسمی پایه ریزی شد. در حالت کلی می‌توان گفت که فیزیک نوین در مورد اصول فیزیک قرن بیستم به صورت نسبتا دقیق و در عین حال در یک سطح بنیادی بحث می‌کند.

پایستگی جرم

برخلاف آنچه در مکانیک کلاسیک تصور می‌شد ، در فیزیک نوین جرم یک جسم کمیتی تغییر ناپذیر نیست ، بلکه با بالا رفتن سرعت افزایش پیدا می‌کند. بدین ترتیب است که وقتی سرعت یک جسم به سرعت نور (C=3X108m/s) نزدیک می‌شود، جرم آن به سوی بینهایت میل می‌کند. پس سرعت نور معرف حدی است که تجاوز از آن را نمی‌توان انتظار داشت. لازم به یادآوری است که غیر از مورد سرعتهای بیشتر از 0.1 سرعت نور ، این تصحیح جرم محسوس نیست. از طرف دیگر ، قبول می‌کنیم که جرم و انرژی می‌‌توانند متقابلا به یکدیگر تبدیل شوند. بدین جهت است که در فروپاشیهای اتمی چنانکه می‌دانیم ، انرژی قابل ملاحظه ای تولید می‌شود. مجموع جرمهای اجسام حاصل همیشه کمتر از جرم جسم خرد شده است. با استفاده از فرمول آلبرت انیشتین می‌توان انرژی آزاد شده را محاسبه کرد.
E=mC2


بنابراین ، بجای پایستگی جرم در حالت کلاسیک ، پایستگی جرم و انرژی قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر هرگاه جرم تغییر کند آن تغییر به وسیله تغییر انرژی جبران می‌شود. و لذا انرژی و جرم را می‌توان به یکدیگر تبدیل کرد.

پایستگی زمان

برخلاف فیزیک کلاسیک ، در فیزیک نوین زمان یک کمیت ثابت و پایا نیست و بلکه به حرکت چارچوبهای مرجع بستگی دارد و با بالا رفتن سرعت طولانیتر می‌گویند. از این مسئله تحت عنوان پدیده اتساع زمان در فیزیک نوین یاد می‌شود.
T=T0/√1-(v/c)2



پدیده اتساع زمان به مسائل بسیار جالبی مانند پاردوکس دو قلوها منجر می‌شود. به عبارت دیگر ، اگر دو برادر دو قلو را در نظر بگیریم که در یک لحظه در روی زمین متولد می‌شوند ، آنگاه یکی از این دو برادر بوسیله سفینهای که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می‌کند به طرف کره ماه برود ، در اینصورت بعد از گذشت مدت زمانی ، فاصله سنی که دو برادر از یکدیگر دارند متفاوت خواهد بود.


لازم به ذکر است که در حد V<زمان نسبی در فیزیک نوین به
زمان مطلق در فیزیک کلاسیک تحویل می‌شود. در تجربه‌های روزمره ، اجسامی را مشاهده می‌کنیم که با سرعتهای خیلی کوچکتر از سرعت نور در حرکت‌اند. بنابراین ، اثرهای نسبیتی برجسته‌ای که بوسیله تبدیلات لورنتس جسم می‌شوند ، به آسمانی قابل درک نیستند. این پدیده ها اغلب در واپاشیهای پرتوزا اعمال می‌شوند.
در فیزیک نوین فضا نیز مطلق بودن خود را از دست داده و به یک کمیت نسبی تبدیل می‌شود که به سرعت ناظرها بستگی دارد. این پدیده نیز به عنوان
انقباض فضا معروف است. رابطهای که انقباض فضا بر حسب آن بیان می‌شود ، به صورت زیر است.
L=L0x√1-(v/c)2


بر اساس رابطه فوق اگر سرعت افزایش پیدا کند ، طول کوتاهتر می‌شود.   جرم فوتون ملاحظه کردیم که در فیزیک نوین جرم بر اساس رابطه m=m0/√1-(v/c)2 تغییر می‌کند. بنابراین در مورد فوتون که دارای سرعت C می‌باشد ، مقدار بینهایت برای جرم فوتون حاصل می‌گردد. برای احتزار از این مسئله جرم سکون فوتون (m0) را برای صفر فرض می‌شود.

پایستگی تکانه

می‌دانیم که در فیزیک کلاسیک تکانه بر حسب رابطه P=mv بیان می‌شود. از طرف دیگر گفتیم که جرم پایسته نبوده و بسته به سرعت ناظرها تغییر می‌کند. بنابراین تکانه که یک کمیت پایسته در فیزیک کلاسیک است ، پایستگی خود را از دست می‌دهد. همچنین دیدیم که طبق رابطه آلبرت انیشتین تغییر در جرم با تغییر در انرژی جبران میشود. بنابراین ، بجای کمیت پایسته تکانه فیزیک کلاسیک ، در فیزیک نوین کمیت دیگری بنام اندازه حرکت-انرژی معرفی می‌شود. این کمیت همواره مقداری پایسته خواهد بود که براساس رابطه زیر بیان می شود.

E2=E20+(pc)2


معادله فوق یک رابطه اساسی در دینامیک نسبیتی می‌باشد. چون در فضای سه بعدی اندازه حرکت (تکانه) دارای سه مولفه است. رابطه فوق به عنوان چهار بردار اندازه حرکت - انرژی معروف است.

چهار بردار فضا-زمان

ملاحظه کردیم که در فیزیک نوین رابطه پایسته جدیدی به نام اندازه حرکت-انرژی حاصل شد. همچنین بجای پایستگی جداگانه فضایی و پایستگی زمانی فیزیک کلاسیک ، در فیزیک نوین زمان و فضا به یکدیگر وابسته گشته و یک کمیت پایسته به عنوان چهار بردار فضا-زمان بوجود می‌آید.

سخن آخر

آنچه اشاره شد در واقع مفاهیم اولیهای هستند که برای ورود به فیزیک نوین لازم است. یعنی باید ابتدا در نگرش کلاسیکی خود تغییراتی اعمال کنیم و سپس وارد فیزیک نوین شویم. بعد از اینکه خود را به این اطلاعات اولیه تجهیز کردیم ، به راحتی می‌توانیم پدیده‌هایی چون پدیده فوتوالکتریک ، اثر کامپتون ، تولیدزوج و نابودی زوج ، تولید اشعه ایکس و موارد دیگر را به راحتی تغییر کنیم.

مسئله دیگری که در فیزیک نوین مورد مطالعه قرار می گیرد ، مطالعه
ساختار اتمی مواد ، برهمکنش فوتون با ماده و واکنش های هسته‌ای با استفاده از مفاهیم اولیه فیزیک نوین بحث می‌شود.



نویسنده: آرزو هادی

این عكس كجای عالم است؟

 

 

جهان پر از راز و رمزهای مختلفی است كه بشر هنوز به آن ها دست نیافته است. میل به شناخت ناشناخته ها انسان را وادار می كند تا به مناطقی كه به آن ها دسترسی ندارد نظر اندازد و از طریق تجاربی كه تا كنون به دست آورده است حدس و گمان هایی درباره آن ها ارائه كند.

 

خیال و علم؛ گرچه در نگاه اول این دو از هم جدا هستند اما مانند دو بال پرنده در طول تاریخ توانسته اند انسان را تا جایگاهی كه اكنون در آن قرار دارد به پیش ببرند و به پیش خواهند برد. گاهی اوقات علم در مقابل خیال سركشی كرده و بعضی مواقع این خیال بوده است كه بر علم چیره گشته. اما شكوفایی هر دو زمانی اتفاق افتاده است كه در كنار یكدیگر بودند و با هم حركت كرده اند.

حال شما نیز قوه تخیلتان را به پرواز دربیاورید و به دو تصویر پیش رو با دقت نگاه كنید:

این عكس كجای عالم است!
این عكس كجای عالم است!

به نظر شما دو تصویر بالا مربوط به چه چیزی یا چه مكانی هستند؟ آیا می توانید حدس بزنید كه نخستین عكس چه چیزی را نمایش می دهد؟ نظرتان درباره دومین عكس چیست؟ لطفا قبل از خواندن شرح كامل تصاویر، حدس های خود را در قسمت نظرات وارد كنید تا ما و دیگران با تراوشات ذهنی شما بیشتر آشنا شویم!

فراموش نكنید كه درست یا غلط بودن حدس های شما مهم نیست آنچه كه ارزشمند است تنها تفكر بر روی خالق این زیبایی هاست.

تصویر اول: گودال‌های یخ خشك روی مریخ

این عكس كجای عالم است!

بخشی از مریخ در حال آب شدن است. پیرامون قطب جنوب این سیاره سرخ، در پایان هر تابستان مریخی، آب و هوای گرم باعث می‌شود بخشی از كلاهك یخیِ دی‌اكسید كربنی تبخیر شود. با تصعید مستقیم یخ خشك، به گاز، گودال‌ها شروع به گسترش و مشخص شدن می‌كنند. در نگاه اول به نظر می‌رسد خطوطی از طلا دورِ این گودال‌ها كشیده شده‌ ولی در واقع تركیب شیمیایی دقیق این خطوط كه دیواره‌های گودال‌ها را مشخص كرده‌اند هنوز معلوم نیست. فرورفتگی دایره مانند در مركز تصویر 60 متر وسعت دارد.

 تصویر بالا را دوربین های‌ HiRISE بر روی مدارگرد اكتشافی مریخ در ابتدای مرداد ثبت كرده است. در چند ماه آینده، سفر سیاره مریخ به فصل‌های سرد آغاز می‌شود و جوّ رقیق مریخ نه تنها به اندازه‌ای سرد می‌شود كه از آب شدن یخ‌ها جلوگیری ‌كند بلكه دوباره لایه‌های بیشتری از دی‌اكسید كربن جامد به وجود می‌آورد.

 

تصویر دوم:  شب ابری و نورهای شمالی

این عكس كجای عالم است!

روز 4 مهر ماه ، یك فوران تاج بزرگ خورشیدی به مغناطیس‌ كره‌ی زمین برخورد كرد و موج ژئومغناطیس بزرگی را به وجود آورد كه حاصل آن شفق‌های گسترده قطبی بود. در این تصویر كه در نیمه‌شب محلی و در جزیره كاوولایا بیرون از ترومسو در شمال نروژ ثبت شده است، نور شدید شفق‌ قطبی به وسیله‌ی ابرهای پراكنده بارانی قاب گرفته شده است. ابرهای نارنجی رنگ به صورت شبح‌وار در مقابل پرده‌های درخشان و لرزان نورهای شمالی كه 100 كیلومتر بالاتر از سطح زمین تشكیل می‌شوند، قرار گرفته‌اند. با وجود این كه پرتو‌های نور شفق با هم موازی هستند، ولی پرسپكتیو باعث می‌شود كه به نظر برسد همگی در یك نقطه در سرسو به هم می‌رسند. در نزدیكی پایین تصویر، ستاره‌های دوردست خوشه پروین و سیاره درخشان مشتری در این شب شمالی ابری می‌درخشند. 

شفق‌های قطبی نورهای زیبایی هستند كه معمولاً در شب و در عرض‌های جغرافیایی نزدیك به قطب به چشم می‌خورند. زمانی كه ذرّات باد خورشیدی به دام میدان مغناطیسی زمین می افتند با ملكول ها و اتمهای بالایی جوّ زمین واكنش می دهند و موجب می شوند این ملكول ها، نور تابش كنند و شفق قطبی را به وجود آورند

شفق‌های قطبی نورهای زیبایی هستند كه معمولاً در شب و در عرض‌های جغرافیایی نزدیك به قطب به چشم می‌خورند. زمانی كه ذرّات باد خورشیدی به دام میدان مغناطیسی زمین می افتند با ملكول ها و اتمهای بالایی جوّ زمین واكنش می دهند و موجب می شوند این ملكول ها، نور تابش كنند و شفق قطبی را به وجود آورند. در هنگام شكل گیری شَفَق قُطبی، آسمان تابان می شود و نقش هایی با رنگها و شكل های گوناگون دیده می شود. گاهی دارای شكل كمان یكنواخت، ساكن یا تپنده است و گاهی عبارت است از شمار زیادی پرتو با طول موج های متفاوت كه مانند پرده ها و نوارها بازی می كنند و پیچ و تاب می خورند. رنگ تابانی از سبز مایل به زرد به سرخ و بنفش مایل به خاكستری تغییر می كند. بعضی از قبایل كانادایی به این پدیده رقص ارواح می‌گویند!



 



نویسنده: فهیمه رضوی

قوس الكتریكی چیست؟

تاریخچه

در سال ۱۸۰۲ پتروف (V.P.Petrof) كشف كرد كه اگر دو تكه زغال چوب را به قطب های باتری بزرگی وصل كنیم و آنها را به هم تماس دهیم و سپس كمی از هم جدا كنیم شعله روشنی بین دو تكه زغال دیده می شود. و انتهای آنها كه از شدت گرما سفید شده است نور خیره كننده ای گسیل می دارد. قوس الكتریكی هفت سال بعد دیوی (H.Davy) فیزیكدان انگلیسی این پدیده را مشاهده نمود و پیشنهاد كرد كه این پدیده به احترام ولتا قوس ولتا نامیده شود.

● آزمایش ساده

اگر بخواهیم در یك روش ساده ای ایجاد قوس الكتریكی را نشان دهیم باید دو تكه كربن را روی گیره قابل تنظیم سوار نمود (بهتر است كه به جای زغال چوب معمولی میله خاصی كه از كربن قوس ساخته می شود و با فشار دادن مخلوط گرافیت ، كربن سیاه و مواد چسبنده به وجود می آیند، استفاده شود).

چشمه جریان می تواند برق شهر هم باشد برای اجتناب ازاینكه در لحظه تماس تكه های كربن مدار كوتاه ایجاد شود باید رئوستایی به طور متوالی به قوس وصل شود.

معمولا برق شهر با جریان متناوب تغذیه می شود. ولی در صورتی كه جریان مستقیم از آن عبور كند قوس پایدارتر است به طوری كه یكی از الكترودها همیشه مثبت «آند)و دیگری همواره منفی «كاتد)است.

● ماهیت قوس الكتریكی

در قوس الكتریكی الكترودها در اثر حرارت سفید رنگ می شود. ستونی از گاز ملتهب رسانای خوب الكتریكی بین الكترودها وجود دارد. در قوس معمولی این ستون نوری بسیار كمتر از نور تكه های كربن سفید شده از آزمایش های مربوط به گرما گسیل می كنند. چون الكترود مثبت دمایش از الكترود منفی بیشتر است زود تر از بین می رود. در نتیجه تصعید شدید كربن صورت گرفته و در آن الكترود (الكترود مثبت) فرورفتگی به وجود می آید كه به دهانه مثبت معروف است و داغ ترین نقطه الكترودهاست.

دمای دهانه در هوا و در فشار جو به ۴۰۰۰ درجه سانتیگراد می رسد. در لامپ های قوسی سازوكارهای منظم و خود كار خاصی برای نزدیك كردن تكه های كربن با سرعت یكنواخت وقتی با سوختن از بین می روند، مورد استفاده قرار می گیرند. برای اینكه سایش و خوردگی الكترود مثبت به خاطر دمای بالایش بیشتر است،برای همین همیشه الكترود كربن مثبت كلفت تر از الكترود منفی اختیار می شود.

● دماهای بالا در قوس الكتریكی

قوس الكتریكی می تواند بین الكترودهای فلزی ساخته شده از آهن ، مس و غیره نیز بگیرد. در این حالت الكترودها به میزان زیادی ذوب و تبخیر می شوند و این عمل به مقدار زیادی آزمایش های مربوط به گرما احتیاج دارد. به این دلیل دمای مركز الكترود فلزی معمولا كمتر از دمای الكترود كربنی است (۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ درجه سانتیگراد).

قوسی كه بین الكترودهای كربن در گاز فشرده ای قرار می گیرد (حدود ۲۰atm) بالا رفتن دمای مركز مثبت تا ۵۹۰۰ درجه سانتیگراد یعنی دما روی سطح خورشید را ممكن ساخته است. معلوم شده است كه كربن در این حالت ذوب می شود. دمای باز هم بالاتری را می توان در ستونی از گاز و بخاری كه از آن تخلیه الكتریكی می گذرد، به دست آورد.

بمباران شدید این گاز و بخار با الكترون ها و یون هایی كه با میدان الكتریكی قوس شتاب گرفته اند دمای ستون گاز را ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ درجه سانتیگراد می رساند. به این دلیل تقریبا تمام مواد شناخته شده در ستون قوس الكتریكی ذوب و تبخیر می شوند. و بسیاری از واكنش های شیمیایی كه در دماهای پایین انجام شدنی نیستند، با قوس الكتریكی امكان پذیر می شوند. مثلا میله های چینی دیر گداز در شعله قوس به سهولت ذوب می شود.

چگونگی ایجاد تخلیه قوس الكتریكی

برای ایجاد تخلیه قوس الكتریكی به ولتاژ زیادی احتیاج نیست با ولتاژ ۴۰ تا ۴۵ ولت بین الكترود ها می توان قوس را به وجود آورد. از طرف دیگر جریان داخل قوس زیاد است. مثلا حتی در قوس كوچك جریان به ۵ آمپر می رسد، در حالیكه در قوس های بزرگ كه در مقیاس صنعتی به كار می روند جریان به صدها آمپر بالغ می شود. این به این معنا ست كه مقاومت قوس پایین است و از این رو ستون گاز تابان رسانای الكتریكی خوبی است.

● یونیزاسیون گاز با انرژی قوس الكتریكی

یونش شدید گاز با قوس الكتریكی به آن دلیل امكان پذیر است كه كاتد قوس الكتریكی تعداد زیادی الكترون گسیل می داد. این الكترون ها با برخورد با گاز داخل شكاف تخلیه گازی آن را یونیزه می كنند. گسیل الكترونی شدید از كاتد از آنجا ممكن می شود كه خود كاتد تا دمای بسیار بالایی گرم می شود (بسته به ماده از ۲۲۰۰ تا ۳۵۰۰). وقتی كه الكترودهای قوس در ابتدا تماس داده شوند تقریباً تمام گرمای ژول كه از الكترود ها می گذرد در ناحیه تماس كه مقاومت بسیار دارد آزاد می شود.

به این دلیل انتهای الكترودها به شدت گرم می شوند كه برای گیراندن قوس به هنگام جداكردن آنها كافی است آن وقت كاتد قوس توسط جریانی كه از قوس می گذرد، در حالت التهاب می ماند. در این فرایند بمباران كاتد توسط یون هایی كه به آن برخورد می كند نقش اصلی را ایفا می كند.

● مشخصه جریان ولتاژ قوس الكتریكی

یعنی بستگی جریان الكتریكی در قوس الكتریكی به ولتاژ بین الكترودها ، ویژگی خاصی دارد. در فلزات و الكترولیت ها جریان متناوب با ولتاژ افزایش می یابد «قانون اهم). در صورتیكه برای رسانش القایی گازها جریان ابتدا با ولتاژ زیاد می شود، سپس اشباع شده و مستقل از ولتاژ است.

بنابر این افزایش جریان در تخلیه قوسی به اندازه مقاومت در شكاف بین الكترودها و ولتاژ بین آنها منجر می شود. برای اینكه تابانی قوس پایدار بماند رئوستا یا مقاومت الكتریكی قوی دیگری را باید به طور متوالی به آن بست.



نویسنده: فهیمه رضوی

گرافن جادوی قرن بیست و یكم (2)

گرافن جادوی قرن 21 (قسمت دوم)

كاربردهای بالقوه آن را به‌طور خلاصه می‌توان چنین عنوان كرد:

 

ساخت ترانزیستورهای بسیار كوچك وبسیار سریع با استفاده از گرافن

گروه تحقیقاتی دانشگاه منچستر یك ترانزیستور گرافنی یك نانومتری ساخت كه ضخامت آن یك اتم و قطرش برابر ده اتم بود. عده ای پیش بینی كرده بودند كه ترانزیستورهای مذكور كه از مشتقات گرافن بودند روزی جای سیلیكون را به عنوان پایه ی محاسبات آینده بگیرد.

به مدت چهل سال، یك قانون كلی به نام قانون مور بر محاسبات حكمفرما بوده است. این قانون پیش بینی می كند كه تقریباً هر دو سال، تعداد ترانزیستورهای مورد استفاده روی تراشه ها دو برابر خواهد شد.با این وجود، سیلیكون كه تا به حال پا به پای قانون مور آمده است، در ابعاد زیر ده نانومتر ساختارهای پایداری ندارد. جدیدترین تراشه های امروز تنها چهل و پنج نانومتر ابعاد دارند. بنابراین وجود جایگزینی برای سیلیكون احساس می شود.

گرافن جادوی قرن 21 (قسمت دوم)
گرافن ها از خواص رسانشی فوق العاده­ای برخوردارن و به همین دلیل نامزد نسل آینده ی ترانزیستورهای سرعت بالا هستند

شركت‌هایی مانند آی‌بی‌ام و نوكیا هم به آینده گرافن امید بسته‌اند. آی‌بی‌ام یك ترانزیستو 150 گیگاهرتزی تولید كرده است؛ در حالی كه سریع‌ترین ترانزیستور سیلیكونی قابل قیاس با این ترانزیستور، در فركانس 40 گیگاهرتز كار می‌كند.

به گفته دكتر یو مینگ لین از آی‌بی‌ام، "در مورد سرعت ترانزیستورها، در حال حاضر هیچ مرزی برای حد نهایی سرعت آنها وجود ندارد. هرچند به مشكلاتی برخورده‌ایم كه باید برطرف شوند، ولی فكر نمی‌كنم كه مشكلی با خواص گرافن داشته باشیم"

ذخیره بسیار متراكم داده‌ها

گروهی از پژوهشگران دانشگاه Rise یك نمونه حافظه شبیه حافظه‌های فلش كنونی ساختند كه مبتنی بر گرافن طراحی شده‌بود و علاوه بر این‌كه از چگالی و تراكم بیشتری برخوردار بود، اتلاف حافظه كمتری داشت.



نویسنده: فهیمه رضوی ادامه مطلب

دانشمندان دانشگاه سنت اندروز دریافته‌اند که هر سوسوی شعله شمع حاوی میلیون‌ها الماس ریز است.

دانشمندان دانشگاه سنت اندروز دریافته‌اند كه هر سوسوی شعله شمع حاوی میلیون‌ها الماس ریز است.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حدود 1.5 میلیون قطعه از این جواهر براق در هر ثانیه ایجاد می‌شود.

البته نكته ناامیدكننده این كه این الماس‌ها به قدری ریز هستند كه 300 هزار تكه آن بر روی نوك سوزن جای خواهند گرفت. آنها همچنین در كمتر از یك چشم بر هم زدن ناپدید می‌شوند.

دانشمندان به دنبال راهی هستند كه بتوانند در آینده این الماس‌ها را جمع‌آوری كنند.

این كار می‌تواند جایگزین  مناسبی برای الماس‌هایی كه در مناطق جنگی  آفریقا جمع‌آوری شده و  همچنین كمك حال صنایعی باشد كه از الماس برای هر چیز از تیغه‌های اره گرفته تا لگن مصنوعی استفاده می‌كنند.

دانشمندان از مدتها قبل به دنبال پاسخ این سوال هستند كه شعله شمع از چه چیزهای ساخته شده است.

ابن محققان توانسته‌اند فیلتری بسازند كه می‌توان با آن ذرات مركز شعله را با وجود دمای بالای 1400 درجه سانتیگراد استخراج كرده و آنها را به آزمایش بگذارند.

دانشمندان در نهایت شگفتی متوجه شدند كه كربن موجود در موم شمع، هر چهار نوع كربن خالص را شكل داده كه از جمله آنها الماس و گرافیت یا همان نوك مداد است.

كربن خالص می‌تواند ساختارهای مختلف را بسته به چیدمان اتمها و اتصال آنها به یكدیگر، بسازد.

به گفته محققان، هر كدام از اشكال مختلف ساختار كربنی تحت شرایط خاص ایجاد می‌شود.

در حال حاضر ذرات الماس در اثر گرما به دی‌اكسیدكربن تبدیل می‌شوند.

برنامه كنونی دانشمندان بررسی شعله‌های كباب‌پز برای امكان وجود الماس نوپا در آن و تاثیرات احتمالی آن بر مواد غذایی كباب‌شده هستند.



نویسنده: آرزو هادی

تلسكوپی برای تماشای قلب زمین

برای بهبود درك بشر از جهان پیچیده و بیكران پیرامون، دانشمندان آزمایش‌های فوق‌العاده بلندپروازانه‌ای طراحی كرده‌اند. پروژ‌هایی كه اجرای آنها به هیچ عنوان آسان نیست، چرا كه علوم برجسته و بزرگ نیازمند دهه‌ها تعهد پرهزینه از جانب ملل مختلف است. ابزارهایی كه برای این آزمایش‌ها مورد نیاز است، تقریبا به همان پیچیدگی و الهام‌بخشی دنیاهایی جدیدی هستند كه قرار است دانشمندان به كمك این ابزارها آنها را كشف كنند.

به گزارش پاپ‌ساینس، برای رتبه‌بندی بزرگ‌ترین این آزمایش‌ها، 4 ضریب عملی در نظر گرفته شده است: هزینه‌های ساخت، بودجه عملیاتی، تعداد اعضای پروژه و ابعاد فیزیكی خود پروژه. با این وجود، به دلیل ماهیت متفاوت این پروژه‌ها مقایسه آنها كار دشواری است و به همین دلیل، سه ضریب كاربردی نیز برای رتبه‌بندی آنها در نظر گرفته شده است. به منظور انعكاس اهمیت نسبی، وزن بیشتری به این ضرایب اختصاص داده شده است. ضرایب كاربردی عبارتند از: سودمندی علمی پروژه، سودمندی آن برای افراد عادی (به چه درد من می‌خورد) و البته ضریب حیاتی هیجان‌انگیز بودن پروژه.

1- زمین‌نما


زمین‌نما كه برای دنبال كردن تكامل زمین‌شناسی آمریكای شمالی طراحی شده، بزرگ‌ترین پروژه علمی روی زمین است. این رصدخانه علوم زمینی از بیش از 9.8 میلیون مترمربع داده جمع‌آوری می‌كند. از سال 2003 / 1382 تا كنون، بیش از 4000 ابزار این پروژه 67 ترابایت اطلاعات را جمع‌آوری كرده‌اند كه معادل یك چهارم اطلاعات موجود در كتابخانه كنگره آمریكا است. هر 6 تا 8 هفته، به این حجم عظیم از اطلاعات 1 ترابایت داده اضافه می‌شود.

زمین نما



نویسنده: فهیمه رضوی ادامه مطلب

.:: آخرین مطالب ::.

» نظریه انشتین در سایه تردید! آزمون مشهورترین فرمول فیزیک در فضای دوردست ( یکشنبه 29 بهمن 1391 )
» سلام به همه ی بچه های خوب و پاکار وبلاک ( شنبه 28 بهمن 1391 )
» 84 میلیون ستاره در یک تصویر ( چهارشنبه 10 آبان 1391 )
» شب نشینی ماه با خوشه پروین ( چهارشنبه 10 آبان 1391 )
» فاز طراحی فنی رصدخانه ملی به پایان رسید ( سه شنبه 9 آبان 1391 )
» جشنواره شهدای جهاد علمی (فراخوان) ( سه شنبه 9 آبان 1391 )
» وقتی برخورددهنده بزرگ “هادرون” دادگاهی می‌شود ( پنجشنبه 4 آبان 1391 )
» در جستجویِ نوترینوهای استریل ( پنجشنبه 4 آبان 1391 )
» چرا حجاج دور خانه خدا خلاف جهت عقربه‌های ساعت طواف می کنند؟ ( دوشنبه 24 مهر 1391 )
» درخشانترین ستاره دنباله دار تاریخ در راه زمین ( یکشنبه 23 مهر 1391 )
» برندگان نوبل فیزیک معرفی شدند ( یکشنبه 23 مهر 1391 )
» قانونِ پلانک در مقیاسِ نانو نقض می‌شود ( پنجشنبه 13 مهر 1391 )
» وزن کردن فوتون‌ها با سیاهچاله‌‌ ( پنجشنبه 13 مهر 1391 )
» شمارش فوتون ها با گیرنده نوری قورباغه ( پنجشنبه 13 مهر 1391 )
» ممکن است سیارات خیلی بیشتری از آنچه قبلا تصور می شد در جهان باشند که قابل سکونت هستند. ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» قطعیت اصل عدم قطعیت ( جمعه 24 شهریور 1391 )
» خورشید در زمان اوج فعالیتش هم تقریبا کروی باقی می‌ماند. ( شنبه 4 شهریور 1391 )
» شتاب دهنده ( جمعه 20 مرداد 1391 )
» مقدمه ای بر انرژی تاریک ( سه شنبه 17 مرداد 1391 )
» تصویر دیدنی از پدیده نادر «رنگین کمان آتش» ( دوشنبه 16 مرداد 1391 )
» بازدید علمی ( شنبه 16 اردیبهشت 1391 )
» اعضای جدید انجمن ( شنبه 16 اردیبهشت 1391 )
» درخشش نوری سبز بر فراز کره ماه ( چهارشنبه 30 فروردین 1391 )
» خنک‌کاری سریع سطوح گرم با امواج ماورای صوت ( پنجشنبه 24 فروردین 1391 )
» ترن‌های مَگلِو ( پنجشنبه 24 فروردین 1391 )

صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]